شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با اومن باشم و او باشد، او باشد و من با او
۲
بر هم زدن چشمش جان می برد از مردمکی زنده توان بودن یک چشم زدن با او؟
۳
با او چو پس از عمری خواهم سخنی گویمهرگز نشود پیدا تقریب سخن با او
۴
جانم بر جانانست، من خود تن بی جانمآری ز کجا باشد جان در تن و تن با او؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth