خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندارم قوت اظهار درد خویشتن با اومرا این درد کشت، آیا که گوید درد من با او؟
۲
هوس دارم که: آید بر سر بالین من، تا منوصیت را بهانه سازم و گویم سخن با او
۳
مه من یوسف مصرست و خلقی عاشق رویشچو یعقوب و زلیخا هر طرف صد مرد و زن با او
۴
تنم چون رشته ای شد زان قبا گلگون و خوش حالمکه باری می توان گنجید در یک پیرهن با او
صفحهٔ ۱ از ۲