شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او
۲
قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده امهم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او
۳
مهر آن مه را بجان خواهم، که بس لایق فتادعشق روز افزون من با حسن روز افزون او
۴
داغها دارم بدل چون لاله و نتوان نهفتکان همه داغ درون پیداست از بیرون او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth