شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست توگاه از داغ تو مینالیم و گاه از دست تو
۲
تا ترا بر دست ظاهر شد سیاهی های داغروزگار دردمندان شد سیاه از دست تو
۳
تو نهاده داغها بر دست چون گلدسته ایمن بخود پیچیده چون شاخ گیاه از دست تو
۴
مردم از داغ و دگر چون خار و خاشاکم مسوزتا نسوزد خرمن من همچو کاه از دست تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth