شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی توروی با ما کن، که چشم او نبیند روی تو
۲
دیده نااهل و روی این چنین، حیفست، حیف!چشم بد، یارب، نیفتد بر رخ نیکوی تو!
۳
بعد ازین سر از سر زانو نخواهم برگرفتتا نبینم غیر را زین بیش همزانوی تو
۴
می کنی بیداد و میگویی که: این خوی منستاین چه خوی و این چه بیدادست؟ داد از خوی تو!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth