خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مروآه این چه رفتنست؟ چرا می روی؟ مرو
۲
هر دم ز رفتن تو بلای دلست و دینای کافر بلا، چه بلا می روی؟ مرو
۳
چین بر جبین فگنده، برون رفتنت خطاستای ترک چین، براه خطا می روی، مرو
۴
بر عزم گشت خرم و خندان شدی سوارای گل، که همچو باد صبا می روی، مرو
صفحهٔ ۱ از ۲