خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زدهجامه گلگون کرده و آتش بعالم در زده
۲
کرده هر شب ز آتش حسرت دل ما را کباببا حریفان دگر تا صبح دم ساغر زده
۳
وصف قد نازکش، گر راست میپرسی ز منسرو آزادیست کز باغ لطافت سر زده
۴
خواب چون آید؟ که شبها بر دل ما تا سحرهر زمان زنجیر زلفش حلقه ای دیگر زده
صفحهٔ ۱ از ۳