خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بدهور سخن با عاشقان حیفست، دشنامی بده
۲
چون دل از دست تو بی آرام شد، بهر خدابر دلم دستی نه و یک لحظه آرامی بده
۳
میکنم پیش تو عرض حال بی سامان دلگر توانی قصه او را سرانجامی بده
۴
ساقیا، از آتش دل شعله در جانم فتادتا زنم آبی بر آتش، لطف کن، جامی بده
صفحهٔ ۱ از ۲