خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟که هزار باره خون شد جگر هزار پاره
۲
منم و ز عشق دردی، که اگر به کوه گویمبه خدا که نرم گردد دل سختِ سنگ خاره
۳
به دو دیده کی توانم که رخ تو سیر بینم؟دو هزار دیده خواهم که تو را کنم نظاره
۴
مه من، ز جمع خوبان به کسی تو را چه نسبت؟تو زیادهای ز ماه و دگران کم از ستاره
صفحهٔ ۱ از ۲