خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تو هر ساعت مرا عرض نیازست این همهمن نمی دانم ترا با من چه نازست این همه؟
۲
خنده ات جانست و لب جان بخش و خطت جانفزامایه جمعیت و عمر درازست این همه
۳
خواب از چشم و دلم از دست دوست از کار رفتاز فسون آن دو چشم سحر سازست این همه
۴
گلشن کوی ترا از جانب جنت دریستلیک بر ما بسته و بر غیر بازست این همه
صفحهٔ ۱ از ۲