خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست با رخسار آتشناک بیرون تاختیجلوه ای کردی و آتش در جهان انداختی
۲
چون نمی پرداختی آخر بفکر کار ماکاشکی! اول بحال ما نمی پرداختی
۳
بی نوا گشتم بکویت چون گدایان سالهاوه! که یک بارم بسنگی چون سگان ننواختی
۴
ای دل درویش، با خوبان نظر بازی مکنکندرین بازیچه نقد دین و دل پرداختی
صفحهٔ ۱ از ۲