خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدیاز جلوه های ناز خرامان خوش آمدی
۲
خواهم چو مور بوسه زنم پای توسنتگویم که: ای سفیر سلیمان، خوش آمدی
۳
ای من غلام سرو قد خوش خرام توکامروز همچو سرو خرامان خوش آمدی
۴
یک بار اگر بخاک هلالی قدم نهیگوید هزار بار که: ای جان خوش آمدی
صفحهٔ ۱ از ۱