خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟دل بی تو بجان بود، تو جانان که بودی؟
۲
این غصه مرا کشت که: غمخوار که گشتی؟وین درد مرا سوخت که: درمان که بودی؟
۳
با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟با روی چو مه شمع شبستان که بودی؟
۴
ای دولت بیدار، بپهلوی که خفتی؟وی بخت گریزنده، بفرمان که بودی؟
صفحهٔ ۱ از ۲