شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزینشاید زنده بود اکنون که: جانی داشتم روزی
۲
ز من پرسید شرح قصه یعقوب و یوسف راکه پیر عشقم و عشق جوانی داشتم روزی
۳
ز جورت این زمان افسانه ای دارم، خوش آن حالتکه از لطف تو هر جا داستانی داشتم روزی
۴
خدا را، چاره ای کن، پیش ازان روزی که بعد از منبصد افسوس گویی: ناتوانی داشتم روزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth