خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنینیازمند توام، گر هزار ناز کنی
۲
گهی که جانب احباب چشم باز کنیبهر نیاز که بینی هزار ناز کنی
۳
همیشه باز کنی چشم لطف سوی کسانچو گویمت که: مکن، از ستیزه باز کنی
۴
ز پیش دیده ما گر نهان شدی چه عجب؟فرشته خویی و از مردم احتراز کنی
صفحهٔ ۱ از ۲