خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟کرشمه ای بنما، تا جهان خراب کنی
۲
شراب خورده و خنجر کشیده آمده ایکه سینه ام بشکافی، دلم کباب کنی
۳
چه غم که توبه من بشکنی؟ از آن ترسمکه دور من چو رسد توبه از شراب کنی
۴
بروز واقعه ما را ز کوی خویش مرانچو می رویم چه حاجت که اضطراب کنی؟
صفحهٔ ۱ از ۲