خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صد هزار چون من خاک در سراییکز وی برون خرامد مثل تو دلربایی
۲
خواهم که با تو باشم، اما کجا نشیندمثل تو پادشاهی با همچو من گدایی؟
۳
با آن لباس نازک دانی که چیست قدت؟سروی که باشد او را از برگ گل قبایی
۴
شادم بگوشه غم از آه و ناله خودکین آه و ناله آخر سر میکشد بجایی
صفحهٔ ۱ از ۲