خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۴۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گلبن روان و روان را بجای تنپیش آر جام و تازه کن از راح روح من
۲
زان می که رنگ و بوی تقاضا کند ازود رکوهسار لاله و در باغ یاسمن
۳
خمری که مشک خفته و بیدار در دو حالبر رنگ و بوی اوست چو خمار مفتتن
۴
گر در شعاع او گذرد اهرمن شبیروزی نهان نماند از آن بعد اهرمن
صفحهٔ ۱ از ۱۳