شعر را زندگی کن
خلوتی با ازرقی هروی

شمارهٔ ۴۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمنهزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن
۲
چه حلقه‌ای که معلق نهاد دام بلاچه عنبری که معنبر نمود اصل فتن
۳
گهی ز نافۀ مشکست ماه را زنجیرگهی ز برگ بنفشه است لاله را خرمن
۴
مرا ز آتش و یاقوت عارض و لب اوشده‌ست جزع بآب فسرده آبستن
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth