خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۴۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخسار و قد و زلف و بناگوش یار منماهست بر صنوبر و مشکست بر سمن
۲
با ماه و با صنوبر او نور و راستیاندر سمن طراوت و در مشک او شکن
۳
این هر چهار فتنهٔ دین و دیده و دلندبر هر چهار من به دل و دیده مفتتن
۴
قدم بنفشه وار شد و رخ بنفشه فامزان تودۀ بنفشه او بر دو نسترن
صفحهٔ ۱ از ۱۱