خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۵۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستانهمی فزاید نور و همی فروزد جان
۲
وزین فروزش جان و از آن فزایش نورنداد بهره از آن چهره جز مرا یزدان
۳
اگر بچشم کسان دلربای من نه نکوستسپاس از آن که نکوی منست و زشت کسان
۴
ز گرگ چون رمه ایمن بود چنان نبودکه در فراغ تن آسان بود همیشه شبان
صفحهٔ ۱ از ۳