خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۶۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتریتیره شب بر روی روشن مشتری در ششتری
۲
از شکر بر نقره داری دانۀ یاقوت سرخوز شبه بر عاج داری حلقۀ انگشتری
۳
زلف مشکین تو پنداری که آزر بر نگاشتبر گل سوری ز سنبل شکلهای چنبری
۴
گر نگاریدست زلفت چون نگارد مر ترایارب این زلف مسلسل ایزدی یا آزری ؟
صفحهٔ ۱ از ۱۵