شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آمد و آورد خزان لشکر سرمابشکست و هزیمت شد از او لشکر گرما
۲
آری چو فلَک بند خزان را بگشایدبندد در گرما و گشاید در سرما
۳
گه باد گشاید صفت دیبهٔ زَربَفتگه ابر گشاید صفتِ لُؤلُؤ لالا
۴
گه سیم بود بر رخ صحرا و گهی زربیجاده و مینا نبود بر رخ صحرا
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth