شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدگه وداع چو تاریک شد هواآن مه‌ که هست جان و دلم را بدو هوا
۲
گرمی‌ گرفته از جگر گرم او زمینسردی‌ گرفته از نفس سرد من هوا
۳
ماه تمام او شده چون آسمان کبودشَکل شهاب او شده چون ماه نو دو تا
۴
چون شاخ‌شاخ سنبل و چون جوی‌جوی سیمزلف و سِرِشکش از بر یاقوت و کَهْرُبا
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth