خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر ماه لاله داری و بر لاله مشک نابدر مشک حلقهداری و در حلقه بند و تاب
۲
میگون لب است و مغزم از آن می پر از خُمارگلگون رخ است و چشمم از آن گل پر از گلاب
۳
خصم من است زلفش وگر نیست پس چرادارد حلال خونم و دارد حرام خواب
۴
از آب روی اوست همه آتش دلمکس دیده آتشیکه بود قوتش به آب
صفحهٔ ۱ از ۶