خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرگس پرخواب او از چشم من بردست خوابسنبل پر تاب او در پشتم آوردست تاب
۲
چشممنپرخوابازآن شد پشتمن پرتاب ازاینوین دو حال از هر دو پنداری همی بینم بخواب
۳
آن چو سَحّاران اگر پیشه ندارد سِحر صرفوین چو عَطّاران اگر مایه ندارد مشک ناب
۴
چیستچندان رنگوزرق ازسِحر آن برمشتریچیست چندان رنگ و بوی از عطر این بر آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۷