شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منت ایزد را که روشن شد ز نور آفتابآسمان دولت و ملک شه مالک رقاب
۲
از ‌خراسان آفتاب آید همی سوی عراقاز عراق آمد کنون سوی خراسان آفتاب
۳
آفتابی بر سپهر فضل صافی از غبارآفتابی در بروج سَعد خالی از حجاب
۴
آفتابی اختیار دولت صاحب قِرانآفتابی افتخار ملت صاحب کتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth