شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۵۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواستروز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست
۲
بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاکچشم عالم کرد روشن‌ کار گیتی کرد راست
۳
وقت وقت رامش است و روز روز عشرت استد‌ست دست خسروست و کار کار پاد‌شاست
۴
حاصل آمد شاه را بر سیرتی نیکوترینهرجه از اقبال جست و هر چه از تأیید خواست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth