شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۷۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه صورت است که بی‌جان بدیع رفتارستچه پیکرست که بی‌دل شگفت‌ گفتارست
۲
مساعد قدرست او و ترجمان قضاستوزیر عقل و وکیل سپهر دوارست
۳
به تیر ماند و او را به‌قیر پیکان استبه مرغ ماند و او را ز قار منقارست
۴
به پای بسته ولیکن به فرق او سر اوستبه تن درست ولیکن به‌ روی بیمارست
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth