شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۷۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرستوز لطافت بر زبان او نشانی دیگرست
۲
نوبرم هر روز داد از بوستان مهر خویشنوبری کامروز داد از بوستانی دیگرست
۳
در وفاداری به جان من بسی سوگند خوردتا نگویم من‌ که سوگندش به جانی دیگرست
۴
من‌ کنون در عاشقی با او به لونی دیگرمزانکه او در دوستی با من به سانی دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth