شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عالم چو بوی عافیت شهریار یافتبشکفت پیش از آنکه نسیم بهار یافت
۲
بر خلق شد خجسته و فرخنده روزگارزین عافیت که پادشه روزگار یافت
۳
چون زینهار یافت تن و جان او ز رنجمُلک از حوادث فلکی زینهار یافت
۴
چون او گرفت قوّت و شد با قرار دلملت گرفت قوت و دولت قرار یافت
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth