شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسیدباغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید
۲
در چنین صد جشن فرخ شادباش و شاه باشکایزد از بهر تو این شاهی و شادی آفرید
۳
ملک‌ گیتی دولت عالی تورا دادست و بسچون تو شاهی را ز شاهان دولتی چونین سزد
۴
برگزیدی عدل و دینداری و جستی نام نیکلاجرم یزدان تو را از خلق عالم برگزید
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth