شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر نور و هر نظام که ملک جهان‌ گرفتاز سنجر ملک شه آلب ارسلان‌ گرفت
۲
صباحبقران مشرق و مغرب معزّ دینشاهی که او به تیغ و به دولت جهان‌گرفت
۳
تا گشت شاهنامهٔ او فاش در جهاناز شرق تا به غرب همه داستان گرفت
۴
نه نه‌ که او همه هنر از خویشتن بیافتحاجت نیامدش که ره باستان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth