خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۸۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا جهان باشد خداوند جهان خاتون بوددولت و اقبال او در مُلْک روزافزون بود
۲
تا که باشد تاج شاهی بر سر سلجوقیانتاج دین و تاج دنیا در جهان خاتون بود
۳
عز گوناگون بود دائم سزای تاج دینتا سزای تاجگوهرهای گوناگون بود
۴
تا رضای او همی جویند سلطان و ملکبخت سلطان فرخ و فال ملک میمون بود
صفحهٔ ۱ از ۸