خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۸۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماهکند بر فلک ستایش آن خَدّسرو کند در چمن پرستش آن قد
۲
عاریه دارند سرو و ماه تو گوییراستی و روشنی از آن قد و زان خد
۳
ای شده بیعلتی دو چشم تو بیمارای شده بیحجّتی رخ تو مُوّرد
۴
روی تو کردست نقس مانویان زشتسِحر تو کردَست سِحر بابلیان رد
صفحهٔ ۱ از ۱۰