شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شاد ز تو خلق و تو از دولت خود شاددنیا به تو آراسته و دین به تو آباد
۲
ایزد همه آفاق تورا داد سراسرحقّا که سزاوار تو بود آنچه تو را داد
۳
معلوم شد از تیغ تو هم نصرت و هم فتحموجود شد از طبع تو هم دانش و هم داد
۴
در شرع به شمشیر تو شد سوخته بِدعَتدر ملک به فرمان تو شد کاسته بیداد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth