شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۸۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به فال فرخ و روز مبارک از بغدادشه ملوک سوی دارملک روی نهاد
۲
ز رای و همت عالی به مدت شش ماههزار سیرت نیکو نهاد در بغداد
۳
خرابه‌های کهن را به فرّ دولت خویشچو بوستان اِرم کرد خرّم و آباد
۴
به دشت ‌کوفه و هیت و مداین و تکریتشکارکرده و داده به شیر مردی داد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth