شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۰۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نگار من ز سنبل بر سمن پر چین نهادداغ حسرت بر دل صورتگران چین نهاد
۲
زلف او برگل ز عود خام خَم در خَم فکندجَعد او بر مه ز مشک ناب چین بر چین نهاد
۳
آنکه در یاقوت مشک آگین او شکّر سرشتقُوْت عشّاق اندر آن یاقوت مشک آگین نهاد
۴
هر دلی‌کز سرکشی ننهاد سر برهیچ خطزیر زلف او کنون سر بر خط مشکین نهاد
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth