شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۱۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهاری ‌کز دو رخسارش همی شمس و قمر خیزدنگاری‌کز دو یاقوتش همی شهد و شکر خیزد
۲
خروش از شهر بنشاند هر آنگاهی که بنشیندهزار آتش برانگیزد هرآنگاهی که برخیزد
۳
رخش ‌سیمین‌سپر بینم‌ خطش چون چنبر مشکینشنیدی چنبر مشکین‌ که از سیمین سپر خیزد
۴
به نابینای مادر زاد اگر رخساره بنمایدبه نور روی او از چشم نابینا بصر خیزد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth