شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۱۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز فَرّ باد فروردین جهان چو خلد رضوان شدهمه‌ حالش دگرگون‌ شد همه‌ رسمش دگرسان شد
۲
توانگر گشت و خوش‌طبع و جوان از عدل فروردیناگر درویش‌ و ناخوش طبع و پیر از جور آبان شد
۳
حلی بست و حلل پوشید باز اندر مه نیساناگر در ماه تشرین از حلی وز حله عریان شد
۴
گل اندر گل مرکب کرد بوی باد نوروزیچو از گل‌ گل پدید آمد گلستان چون‌ گلستان شد
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth