خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۲۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این شوخ سواران که دل خلق ستانندگویی ز که زادند و بخوبی به که مانند
۲
ترکند به اصل اندرو شک نیست ولیکناز خوبی و زیبایی خورشید زمانند
۳
میران سپاهند و عروسان وثاقندگردان جهانند و هژبران دمانند
۴
مشکین خط و شیرین سخن و غالیه زلفندسیمین بر و زرینکمر و موی میانند
صفحهٔ ۱ از ۱۰