شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۲۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کندهرکه بویش بشنودگوید که آن مشک این‌ کند
۲
ور نسیم خط و رخسارش رسد بر آسمانسنبله پرسنبل و نثره پر از نسرین‌ کند
۳
ورگذر یابد زمانی بر لبش باد صباهر نبات تلخ را باد صبا شیرین‌کند
۴
چون ز جعد زلف بنماید نگارین روی خویشخانه‌ها را چون نگارستان هندوچین کند
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth