شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۲۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بهر عید نگارا همی چه سوزی عودچرا شراب نپیمایی و نسازی عود
۲
بساز عود و بده یک شراب وصل مراکه من بسوختم از هجر تو چو زآتش دود
۳
چرا به من ندهی بادهٔ چو آب حیاتکه نیست باده چو آب حیات ناموجود
۴
قدح به چنگم و آواز چنگ در گوشمبه از نگین سلیمان و نغمهٔ داود
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth