شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۲۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایا شهی‌ که چو تو کس ندید و کس نشنودچو تو نباشد در عالم و نه هست و نه بود
۲
کدام شاه تو را دید در میانهٔ صدرکه بر بساط تو بوسه نداد و چهره نسود
۳
هر آنکه تافت بر او آفتاب دولت توبه زیر سایهٔ اقبال تو فرو آسود
۴
تویی که تیغ تو آن گوهر ستاره‌نمایهزار روز به بدخواه تو ستاره نمود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth