شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۳۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد آن فصلی ‌کزو طبع جهان دیگر شودهر زمین از صنعت او آسمان پیکر شود
۲
باغ او مانند صورتخانهٔ مانی شودباغ ازو مانند لعبت‌خانهٔ آزر شود
۳
کوهسار از چادر سیماب‌گون آید برونچون عروس باغ در زنگارگون چادَر شود
۴
گاه پرکوکب شود بی‌گنبد اخضر درختگاه بی‌کوکب چمن چون‌گنبد اخضر شود
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth