شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۳۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شودقطب گردون پیش عزم تو سزد گر دون شود
۲
چنبر گردون گردان جمله بگشاید زهمگر غبار پای اسبان تو بر گردون شود
۳
گرچه اَ‌فْریدون به افسون جادوان را بند کردهر زمان فرمان تو افسون اَفریدون شود
۴
عرش بلقیس از سبا آصف به افسون آوریدهمت تو سرفراز عرش بی‌افسون شود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth