شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۳۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چیست آن آبی‌ که رخ را گونهٔ آذر دهدتلخی او عیش را شیرینی شکّر دهد
۲
تلخ دیدستی‌ که شیرینی فزاید عیش راآب دیدستی که رخ را گونهٔ آذر دهد
۳
آفتاب است او که مجلس گرم‌ گرداند همیخاصه آن ساعت که ساقی ساتَکینی در دهد
۴
جان پاکش خاورست و جام روشن باخترنورگاه از باختر بخشد گه از خاور دهد
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth