شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۶۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کردگار دادگر هر ماه بر فتحی دگربیعت و پیمان‌کند با شهریار دادگر
۲
تا به دولت بشکند شاهنشه لشکر شکنپشت بدخواه دگر یا گردن خصمی دگر
۳
تا بود در مغرب از فتح شهنشاهی نشانتا بود در مشرق از فر ملکشاهی اثر
۴
تا ز چشم شاه‌ گردد چشم هر بدخواه کورتا ز کوس شاه‌ گردد گوش هر گمراه کر
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth