خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۷۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رفته مدتی به سعادت سوی سفرباز آمده به نصرت و فیروزی و ظفر
۲
در صد سفر ملوک گذشته ندیدهاندآن فتح و آن ظفر که تو دیدی به یک سفر
۳
با فتح نامهها و ظفرنامههای تومدروس شد حکایت و منسوخ شد سمر
۴
بیش آید از شمار فتوح گذشتگانهر نامه کز فتوح تو خوانند مختصر
صفحهٔ ۱ از ۷