خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۸۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه گویی اندرین چرخ مُدورکزو تابد همی مهر منوّر
۲
وز او هر شب دُر فشانند تا روزهزاران جِرم نوران مدور
۳
چه گویی اندر این اجناس مردمبه تصویری دگر هر یک مصور
۴
یکی را از شقاوت داغ بر دلیکی را از سعادت تاج بر سر
صفحهٔ ۱ از ۱۵